<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-6414444</id><updated>2011-04-21T17:52:37.123-07:00</updated><title type='text'>Polekhumri</title><subtitle type='html'>----_</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://tchungar.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6414444/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tchungar.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>anonym</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09068998510839724099</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>2</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6414444.post-108499859412608273</id><published>2004-05-19T13:17:00.000-07:00</published><updated>2004-05-19T13:29:54.126-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>                                                   پیامبران قسمت دوم&lt;br /&gt;          &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نقل از کتاب تورات ان زمانیکه قوم بنی اسراییل گویا علم طغیان بر افراشتند و خواستند مانند سایر اقوام  وقبایل ماحول خویش صاحب حکومت و پاد شاهی باشند الله انها نفرت خویش را از چنین خواست وارمان به اسطلاح  قوم خویش توسط سموئل نبی به انها ابراز داشت و گویا الله  تاءکید مینمود که قوم بنی اسراییل با داشتن پادشاه ونظام پادشاهی از صراط المستقیم خارج شده وراه تکبر را با وجود همه مرحمت های الهی در پیش گرفته اند و دیری نخواهد بود که به معصیت گرفتار شوند واز کردهء خود پشیمانی کنند ولی با وجود تحدید های الله قوم الله برای خود پادشاهی برگزیدند چون قبل از بر پا شدن اولین سلسله پادشاهی قوم بنی اسراییل توسط توسط سرکردگان واربابان محلی اداره میشد که این سرکردگان بیشتر ینه بر سبت ها واقوام خود نفوظ مذهبی داشتند تا اداره کننده سیاسی و دولتی روی همین ملحوظ بود که اقوام بنی اسراییل نه تنها اکثرا مورد هجوم وتاراج سایر اقوام قرار میگفتندبلکه دایما در بین خود نیز به صورت متداوم در جنگ و ستیز می بودند .&lt;br /&gt;با تمام این ها سموءیل نبی بلاخره مجبور گردید تا  (شاوول ) نامی را بر بنی اسراییل پادشاه سازد هنوز شاوول  پاد شاه نشده بود که الله و سموءل وی را درجه نبوت دادند . &lt;br /&gt;حرف اساسی نه در مورد سا یر انبیا است بلکه در مورد جهار به اصطلاح پیامبریکه به اعتقاد پیروان شان صاحب کتاب اند وامروز اضافه از دوملیارد پیرو دارند میباشد . &lt;br /&gt;در کتاب تورات در بخش عهد عتیق حرف های فراوانی در مورد موسی گفته شده است که گویا پیامبری بنام موسی وجود داشته که صاحب کتاب بوده با الله سخن میگفته و ده فر مان الله نوشته شده توسط خود الله در تخته سنگی به او اهدا شده است افسانه های تورات در مورد موسی انقدر بی پایه و بی اساس است که اگر انسان با کمترین توجوه ودقت منطقی بان برخورد نماید وانرا برسی کند به کذب وافسانه بودن ان پی می برد بطور نمونه یک مثالی از خود تورات را این جا نقل می کنم .&lt;br /&gt;زمانیکه موسی خواست تا بنی اسراییل از تعقیب لشکر جرار فرعون در امان بماند مجبور شد که قوم را از رود نیل عبور دهد وبرای این کار به الله متوسل شد والله هم رود نیل را گویا پاره کرد وقوم ازان به سلامتی گذشت . درحالیکه قوم بنی اسراییل از لحاظ نفوس انسانی بگفته خود تورات دها هزار نفر بودند وهالا با این دها هزار نفر رمه های بزوگوسفند / خر واسپ / گاو وشتر وبلاخره عراده جات وکوچ وبار را ضمیمه سازید و چنین لشکری باید از ان پارگی دریا بگذرد . حلا باید فکر کرد که برای عبور چنین جمیعت بی سروسامان همراه با زنان وطفال از رودنیلی با ان همه عرض چه مدت زمان لازم است تاهمه به سلامت بگذرند درحالیکه قبل از عبور گرد وخاک ستوران جنگی فرعون نمایان بود مگر بان هم این جماعت بی سرو بیسامان از رود نیل عبور کرد وان لشکر جرار نرسید . از جانب دیگر برای یک احظه تصور نماءیم برای عبور چنین جماعتی از رود نیل حد اقل یک روز یعنی دوازده ساعت ضرورت است و ایا درطی این مدت این ابهای رود نیل به هیچ جانب دیگری نه به راست ونه به طرف چپ تغیر مسیر نداد بلکه این  ابها بشکل کوه منجمد وبیحرکت گردیدند . عجب است وعجیب انکه موءمنین  انرا باور میکنند ودر وقت شنیدن چنین حکایتی سر های خودرا این طرف وانطرف برایش شور میدهند وبار بار سبحان الله میگویند . از چنین حکایت ها در تورات فراوان دیده میشود که تشریح و ارزیابی هر کدام ان از حوصله این نوشته بیرون است بناء اشکار میگردد که فردی بنام موسی بااین همه گویا معجزات خیال انگیز به جز از اسطوره دین سازی وگویا اسباط کردن حقانیت پیابران واپسین چیزی دیگری نبوده است وهر مدعی پیامبری بعدی مدعیان پیامبری ماقبل خودرا بخاطر اثبات حقانیت خودش تاءیید کرده است .&lt;br /&gt;اما در مورد داود &lt;br /&gt;تا ان جایکه از تورات بر می ایدپدر یسا پدر داود  دران زمان زندگی متوسطی داشته ویا هم چیزی بلندتر از سطح متوسط از ایام کودکی داود مانند ایام کودکی وطفولیت موسی/ عیسی /و محمدمعلومات روشنی در دست نیست چهره اصلی وی در ایام جوانی اش روشن میگردد تا انجایکه از تورات بر می اید داود مرد جنگجو ودلاوری است شخصی است مصمم ودر عین حال حیله گر به خاطر بقای خود و قدرت پادشاهی اش بعضی وقت ها حتی از الله خود هم فرار میکند در سفاکی وخون ریزی تا اندازهء بی رحم است که نه تنها به دوستان نزدیک خود رحم نمکند بلکه در اخرین لحظات زندگی اش برای پسرش سلیمان وصیت میکند تا فلان وفلان اشخاص را نگذارد که ریش شان بدون خون در گور دفن گردند کتاب ذبور ومزامیر ان هیچ گونه نسبتی با اخلاق و کردار وی ندارد چهره پیامبری داود بیشتر در زمان  اقتدار ش نمایان میگردد در کتاب تورات سخن از پادشه بودن وی نسبت به پیامبر بودنش متجلی تر است وی قبل از انکه پیامبر وپادشاه بنی اسراییل  خود را بشناسد بیشتر پیامبر وپاد شاه قبیله یهودا است اطرافیان داود  وبیشترینه انهایکه با وی در دربار زنده گی میکردند وی را با کلمه  ای اقایم ویا اقایم پادشاه خطاب میکردند تا پیامبر الله واین می رساند که در بین قوم بنی اسراییل درجه ومرتبت پادشاه گرامی تر وبلند نسبت به پیا مبر بوده است روی همین اصل بود که قوم بنی اسراییل با وجود موجودیت سموءیل  پیامبر طالب پادشاه برای خود گردیدند .&lt;br /&gt;داود پیامبر را انطوریکه پیروان ادیان  ابراهیمی پیامبر اولالعزم .به اصطلاح از جمله پیامبران دست چین شده الله میدانند نبوده  زیرا خود وی معتقد به تک خدایی ویا هم یک  خدایی نبوده است علاوه بر انکه چنین امری در تورات اشکار است بلکه در مزامیری که به وی نسبت داده  شده است این امر اشکار است زیرا بارها اوگفته است که یگانه خدای راستین یهوه است ودر جای دیگری میگوید ( خدایان کار های شگفت یهوه را درجمع خود خواهند ستود و معجزات اورا تحسین خواهند کرد زیرا کدام یک از انان است که با یهوه برابری تواند کرد .(&lt;br /&gt; واین می رساند که در زمان اقتدار و سلطه او بر قوم بنی اسراییل در بین تابعین او عملا  پیروان خدایان دیگر وجوداشت و یا زمانیکه تابوت عهد الله را بعد از سالها سرگردانی  تابوت می خواستند به خیمه نزدیک خانه داود بیاورند درین  اوردن تابوت گروهی موزیک می نواختند وگروهی اواز می خواندند  وعدهء هم به شمول داود به رقص وپایکوبی به خاطر حرمت کردن تابوت عهد پرداختند و یکی از زنان داود شاهد رقصیدن  او در برابر همهء  مردم بود زمانیکه بعد از جابجا کردن تا بوت فارغ گردید وبه خانه خود باز گشت همان زنش که وی را هنگام رقصیدن در برابر تابوت دیده بود به داود گفت چه ضرورت بود که پادشاه در برابر همه مردم خود را رسوا کند . وازین معلوم میگردد که حتی زنان داود که در ان زمان زن ها در مجموع ویا بصورت کل حیثیت برده / کنیزواشیایی  زرخرید را داشتند انها هم به خدای داود معتقد نبودند وخدایان خود را می پرستیدن .&lt;br /&gt;در اوایل قیام داود در برابر شاول که نبی الله وهم پادشاه بنی اسراییل بود الله داود به خواب رفته بود وباعث زنده ماندن داود پسر شاول (   یوناتان  )  گردیده است زیرااوست  که داود را از دسایس پدرش شاول نبی بصورت مستمر می اگاهاند وخبر میدهد .&lt;br /&gt;قیام داود در برابر شاول هیچگاهی قیام دینی ومذهبی نبوده بلکه قیام بوده به خاطر زنده ماندن خودش بوده زیرا شاول میدانست  که داود مردی است جنگجو ودلاور روی همین ملحوظ است که وی بصورت پیگیر از طرف شاول نبی وافرادش تعقیب میگردد تا جاییکه فغان داود بسوی الله اش بلند میگردد . درطی جنگ وگریز های داود  وشاول بر گروه داود پیوسته افزوده میگردد  بگفته تورات وی سردسته 600 نفر بود و داود برای سیر نگهداشتن شکم انها ومصروف نگهداشتن انها همراه با انها منحیث سرکرده دست به دزدی / رهزنی وچپاول اموال ورمه های مردم میزد . قتل ها وکشتار بی رحمانهء او تا اندازهء بود که حتی باعث نارضایتی افراد گروه خود وی نیز میگردید تا جایکه یکبار افرادش می خواستند حود ویرا بکشند و درین جاست که الله به کمکش می شتابد  وبرایش مگوید که در ملک  عمالقه  دستبرد بزن وداود به ملک عمالقه دست برد میزند  وغنایمی زیادز همراه با چارپایان را نصیب خود وگروهش میکند موجودیت غنایم بیشتر ومصروف شدن افراد گروه وی باعث میگردد که مساءله کشتن داود ازطرف افرادش بکمک الله به فراموشی سپرده شود . باری داود وگروهش بقریه  ( رابا ) حمله کردند ولی مردم رابا سر سختانه مقومت کردند ولی بعد از مقاومت های شدید ناچار به تسلیم گردیدند .و انگاه داود پایمبر در برابر اسیر شده گان واقعا بر خورد شایسته که سزاوار یک پیامبر است با اسیران خود کرد وان این که افراد اسیر شده را یکایک وبصورت جداگانه در برابر چشمان هم دیگر از وسط به دو نصف اره کرد وموءمنین پیروان ادیان ابراهیمی حق دارند که باداشتن چنین پیغمبران شفیق ومهربان بر خود ببالند وبه انها افتخار کنند . بدون شک که اکثریت عملکرد های پیامبر اسلام اقتباسی ازعمل کرد های داود است .&lt;br /&gt;در مورد زن باره گی داود به این دو مطلب اشاره میگردد به نقل از کتاب تورات زمانیکه داود برای خودش خانهء اباد کرد روزی همراه باتنی چند برای دیدن خانه اش رفت و بعد اظ تماشای خانه بر پشت بام رفت از قضاء زنی در یکی از حویلی های همجوار خود را شتشو میداد که چشم داود بر وی افتاد و زن اندام زیبای داشت و داود را خوش امد گو یا از حالی به حالی شد و کسان خود فرستاد تا زن را اوردند و داود در همان خانه خودش با وی هم خواب شد  .وبع از همخوابگی ازوی پرسید که تو کیستی وزن کیستی . وبعد فهمید که ان زن ( بتشبع ) زن  اوریای حتی  است  واوریای حتی از جمله جنگاوران با نام لشکر خود اوست وهمین اکنون هم در جبهه جنگ بنام داود پادشاه وبرای دین الله میجنگد .  باری بتشبع به داود پیغام فرستاد که از پاد شاه حامله شده است &lt;br /&gt;وپادشاه اوریای حتی را از جبهه خواست بعد از انکه اوریای حتی روز را با پادشاه گذرانید پادشاه به وی گفت که به خانه خودش برود اما اوریا به خانه حودش نرفت وقتی پادشاه از او پرسید که چرا به خانه خودش نرفته است  اوریا درحواب گفت که بندهگان اقایم پادشاه همین اکنون با دشمنان خدا میجنگند وشب هرا در خیمه ها به سر میبرند من چگونه به خانه خود برم تا بخورم وبنوشم وبازن خود بخوابم .  و پادشاه فردای همان روز اوریا را دوباره به جبهه جنگ فرستاد و نامهء به دستش داد که نامه را به ( یوآب )  سپهسالار جبهه بدهد . داود پیامبر به یواب نوشته بود که اوریا را در مقدمه جنگ شدید بگذارد وعقبش را خالی سازند تا کشته شود . وچنین هم شد وانگا ه داود پیامبر بتشبع زن اور یا  را به خانه خود اورد  و زن خود ساخت که همین زن مادر سلمان پیامبر میباشد علاوه بران داود پیامبر طی یک موفقتنامه سازش کارانه با قوم جبعونیان هفت پسر شاول را به ان قوم تسلیم نمود که همه انها کشته شدند واین هفت پسر  پسران نبیی بودند که روزی خود داود نهتناه بر نبوت او معترف بود بلکه جزو سپاهیان وی بشمار می امد ودر درازای یک چنین عمل نا جوان مردانه پایه های حاکمیت خویش را تحکیم بخشید و اما الله داود گویابار دیگر به خواب رفته بود ونمی دید که چگونه پسران نبی اش توسط پیامبرش به کشتار گاه دشمنان الله فرستاده میشود او در اخرین روز های حیاتش سلیمان پیامبر پسر وجانشینش را وصیت کرد که بعد از مرگ او ( داود ) یواب را که یک عمری را در رماب داود شمشیر زده بود وعامل تحکیم پادشاهی داود بود گردن بزند و این امر دو عامل داشت یکی انکه از نخستین شهزاده که بنا به امر خود پادشاه ولیعد اوبود طرفداری میکرد و دوم انکه از قدرت ونفوذ که یواب در بین قوم بنی اسراییل بدست اورده بود در هراس بود وبه یقین که عامل دوم موثر ونیرومند تر بود .&lt;br /&gt;بعد از وفات داود پسرش سلیمان پیامبر بر اریکه قدرت تکیه کرد در مورد وی باید بطور خلاصه چنین  گفت  سلیمان ( پیامبر وپادشاه اشرافیت / سکس / زر اندوزی وتجمل  . )&lt;br /&gt;با داشتن کشور ارام ومردم که دیگر برده وار مطیع ومنقاد اند با داشتن خروار ها طلا ونقره لشکر منظم و همسایه گان ارام چنین پادشاهی چه باید بکند  وی در حلیکه هفتصد زن ناحی دارد به جمع اوری سه صد زن صورتی نیز اقدام کرد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما در مورد عیسی پسر مریم . درین مورد نخست از همه از انجیل متی مطالبی چند را مرور میکنیم . الف !&lt;br /&gt;شجره عیسی را از پشت یوسف نجار الی ابراهیم پدر یا بنیان گذار ادیان توحیدی چهل و هشت پشت حساب کرده اند .&lt;br /&gt;ب  !  به قول انجیل مریم مادر عیسی از روح القدس یا جبرییل حامله گردیده است .&lt;br /&gt;ج  !  زمانیکه عیسی توسط یحیی در اب غوطه میگردد روح الله بروی ظاهر میگردد .&lt;br /&gt;د   !  الله عیسی را به واسطه شیطان ازمایش میکند &lt;br /&gt;ح  ! معحزات عیسی و خاتمه کار او.&lt;br /&gt;و  ! پیروان عیسی وسیر تکاملی تاریخ .&lt;br /&gt;حال به نکات فوق یا مواد مندرحه بالا به شکل مختصر تبصره های مینمایم  . یوسف نجار که خود از جمله پیروان دین یهودیت بوده در جامعه ما قبل فیودالی ان زمان شخص کاملا معمولی جامعه خود به حساب میامد نه خود وی ونه خانواده وی قبل از سرو صداهای که اناجیل بعد از ادعا های نصرانیت  که در      مورد عیسی براه انداختند صاحب کدام شهرتی نبوده است ومانند هزاران و دها هزار انسان معمولی ان زمان زنده گی  عادیی داشت . پس چگونه شد که نسب نامه اورا بدون هیچ گونه اشتباه ان هم تا پشت چهل و هفتم و چهل و هشتم پشت  درج تاریخ کردند در حالیکه در همینعصر حاضر نسب نامه های اسخاص کاملا نامدار را مانند کارل مارکس / انشتین / هگل / فویر باخ / لنین / مهاتما گاندی / نهرو / ماوتسدون / هوچیمن و دها فرد نام اور دیگرا تا پشت هفتم کس نمی داند . اضافه بران ملیون ها انسان امروزی کره زمین که در همین عصر هیولایی ساینس وتکنالوزی حیات به سر میبرند حتی تاریخ تولد خود را نمی دانند چه رسد به انکه نسب هفتم و یا چهل و هشتم خودرا بدانند . بناء به یک چنین نسب  نامهء باید خط بطلان کشید &lt;br /&gt;در مورد انکه مریم مادر عیسی از روح القدس یا جبرییل  حامله گردیه است باید گفت که ایا وظیفه جبرییل یا روح القدس پیام اوردن از جانب الله به پیامبران و انبیا روی زمین نبوده است مگر کار ادم سازی را الله خودش از اول به دوش نداشت مگر این دها ملیارد انسان خلق شده بروی زمین جزو خلقت الله نبوده است که این بار روح القدس می اید ومریم را به ذات خود حامله میسازد ؟ انهم مریم باکره را که تا انزمان گویا حتی یوسف نجار را هم به اغوش نکشیده بود  ایا میشود باور  کرد که روحی بتواند زنی را حامله سازد .؟ حال اگر عیسی پسر الله باشد بدون شک باید در وحدانیت الله باید شک کرد در حالیکه در قرآن مسلمین ایهء ( لم یلد و لم یولد ولم یک الهو کفوا احد ) در تضاد مطلق با انجیل قرار میگیرد و از جانبی هم همین دین اسلام نصرانیت را تصدق کرده وبه رسمیت شناخته است . ثانیا اگرتمام این انسان های کره زمین فرزندان الله باشند که به قول انجیل همینطور هم است پسبرای کدام هدفی الله با فرزندانش این همه شعبده بازی را براه می اندازد .&lt;br /&gt;در مورد غسل عیسی توسط یحیی در انجیل امده است ( در ان وقت عیسی از جلیل پیش یحیی امد تا بدست او غوطه شود یجیی کوشش کرد عیسی از این کار بگذرد وگفت (( من احتیاج دارم بدست تو غوطه شوم )) عیسی در حواب گفت بکذار این طور باشد زیرا به این وسیله احکام شزیعت را به جا خواهیم اورد . پس یحیی قبول کرد وعیسی پس از غوطه  از اب بیرون امد انگاه اسمان باز شد واو روح خدا را دید که مانند کبوتری نازل شده بسوی او می اید وغیره حرفهای بعدی . سوال درین مطرح میگردد که فرق بین خدا و روح خدا در چی است ایا این به ان معنا نیست که روح خدا از جسم خدا جدا شده و به سوی او میامد ان هم در قلب کبوتری ایا مگر ممکن است که روح به حسم تبدیل گردد انهم روح الله بان همه عظمت در قالب کبوترکی باری درهمین هنگام یا در همین لحظه اگر عقابی پیدا میشد وبه همین روح خدا حمله ور میگردید سر نوشت روح خدا بکجا میکشید . واینکه این روح خدا میتواند به صدا هم بیاید . ایا بسیار جالب نیست که روح الله در قالب کبوتری چنان بصدا در بیاید که انسان معنا ومفهوم انرا درک کند در حالیکه هزارن کفتر باز وخروس باز وبلاخره پرنده بازان شوقی که از پدر و پدر کلانهای خود پرنده بازی را به ارث برده اند و صد ها داکتر ومتخصص زیست شناسی و پرنده شناسی تا کنون کوچکترین مفهوم از صدا های پرنده گان را درک نکرده اند چگونه شد که در تما ادوار تاریخی فقط دو &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نفر یکی سلیمان پسر داود  و عیسی پسر مریم که اولی تمام تمام سخنان پرندهگان وحیواناترا گویا بشکل دایمی واین دیگری برای یکبار زبان کبوتر که در حقیقت زبان الله بود دانست . همان که می گویند این خیال است و محال است و جنون کاملا برجاست &lt;br /&gt;انجیل ادامه میدهد انگاه روح خدا عیسی را به بیابان برد تاشیطان اورا در برابر وسوسه ها امتهان کند .&lt;br /&gt;اینجا دیگر نصرانیت یا عیسویت کاملا ابرویش را بر زمین میریزد و کوس رسوایی اشرا مادامالعمر به صدا در می اورد زیرا کدام ضرورت های باعث ان میگردید که الله پسرش را انهم توسط شیطان رجیم امتهان کند در این جا مساله امتحان دیگر وحود ندارد اینجا مسابقه بزکشی میان الله و شیطان است این جا الله با شیطان زور ازمایی میکند . اینجا الله در برابر یک نیروی دگر خود را قرار میدهد شیطان به الترنتیف یا نیروی مبارز ومجادله کننده در برابر الله قرار میگرد واین نشان دهنده ان است که این فقط شیطان است که میتواند در برابر قدرت بیکران الله ایستاده گی کند واز همین رو هم است که الله خودش به نیرو وتوان وقدرت نمایان شیطان نه تنها معترف است بلکه با ان به مبارزه وستیز بر میخیزد واین مبارزه الله در برابر شیطان ترس و وحشت الله را از شیطان که افریده اوست برملا میسازد زیرا کوچک ترین غفلت الله باعث ان میگردد که انقلاب شیطان به پیروزی برسد و انگاه مخلوقات الله خود الله را از کرسی خدایی اش پایین بیاندازند وشیطان بر مسند الله قرار بگیرد روی همین ترس ووحشت است که هرانگاهی الله پیامبری میفرستد و قدرت واقتدارش را به نمایش میگذارد تا ان جایکه الله حتی در راه خودش از قربانی کردن پسرش هم ابا نمی کند . گرچه مبارزه الله و شیطان در مورد عیسی پسر مریم به پروزی الله می انجامد ولی شکست شیطان هم درین مبارزه یک شکست قطعی نیست گویا درین مبارزه الله وشیطان هردو خسته وذله شدند زیرا الله نتوانست شیطان را معدوم کند وشیطان هم پیروزی بدست نیاورد بقول انجیل انگاه شیطان عیسی را ترک نمود و فرشتهگان امده اورا خدمت کردند .&lt;br /&gt;و اما در مورد معجزات عیسی کتاب انجیل مملو از معجزات رنگارنگی است که گویا عیسی پسر یوسف نجار به ظهور رسانده است مانند سیر کردن صدها نفر گرسنه توسط چند عدد نان وماهی محدود / صحت یاب کردن دها جزامی از امراض شان / شفا دادن دها لنگ ولاش وتندرست ساختن انها مانند همه انسان ها / زنده کردن چندین فرد مرده تازه اعم از زن و مرد / زنده کردن چندین فرد مرده سالهای گذشته / و شفادادن دها بیمار دیگر که به گفته تورات که دیو ویا گویا شیطان در وجود این افراد جاگرفته بود بقول انجیل وقتی عیسی در شهر یا معابر نمایان میگردید صدها وهزاران نفر اطراف وی جمع میشدند که کسانی دست های اورا میبوسیدند وکسانی دامنش رامیکشدند که گویا برکت ببینند تا جایکه حتی دیدارش به عدهء به اسانی میسر نمی گردید مگر روزیکه این بینوا را به دار میکشدند چه گونه شد که حتی یکی هم پیدا نشد که دراه این پسر الله خود را قربان کند مگر چه شد ان مرده های که سالهای قبل مرده بودند وعیسی انهارا دوباره زنده گی بخشیده بود که دران لحظه خود را سپر می ساختن .چه شد ان لشکر کور ها ولنگ ها .کرها و جزامیانی که به یک اشاره  او صحت یاب گردیده بودند ایا این مر دم تا به این اندازه نمک ناشناس بودند که با این همه اشکار کردن معجزات حتی یکی حاظر نشد که در راه نحات پسر الله خود را قربانی کند وان هم قربانیی که بدون مجرا نتنها باقی نمی ماند بلکه مکافات وصف ناپذیری را در قبال داشت زیرا بخاطر پسر خدا خود را قربانی کردن بدون شک مکافات الاحی را در قبال دارد .چه بسا که اگر پسر الله از ان مرگ با قربانی شدن یک یا چند تنی از پیروانش نجات می یافت . روی همین علت است که پوچ بودن ومیان تهی بودن افسانه موحودیت عیسی وپسر الله بودن وی اشکار میگردد و گند ان مشام هر روشنفکر و انسان ازاده را که در راه اذادی انسان از دین وادیان به مبارزه برخاسته است می ازارد . &lt;br /&gt;حامعه متمدن امروزی به خوبی نشان داده ونشان میدهد که نه تنها دین عیسویت بلکه تمام ادیان نه تنها ادیان ابراهیمی بلکه تمام ادیان کره زمین ارا م ارام بار وبنه خویش را جمع وجور میکنند وخود را به تاریخ می سپارند . گرچه درین راه بشریت گام های نخستین خویش را میگذارد ولی این گام ها ازیک طرف علنیتر است و از جانبی دیگر چنان برپایه های علمی وتجربی استوار است که فنا ونابودی دین را مسجل میسازد . همین اکنون در بسا نقاط کره زمین بر تعدا بیدینان وخدا ناباوران به برکت علم ودانش های تحقیقاتی روز به روز افزوده میگردد تعدای زیادی اروپایان / امریکایان . اسیایی ها وغیره حتی بدون خواندن کتب لاییک اعتقادات خویش را در مورد ادیان آبایی واجدادی شان از دست داده اند و به ترک دین پرداخته اند که درین راستا بیشترینه را پیروان همین دین عیسویت تشکیل میدهند زیرا در ین کشور ها کاروان علوم تجربی و زیربنای اقتصادی زنده گی اجتماعی به ان درحه معین خود رسیده است که انسانها عاقلانه بیاندشند و موهومات دینی ومذهبی را به تمسخر بنشینند .  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;   &lt;br /&gt;                     محمد بنیادگذار اسلام&lt;br /&gt;در مورد محمد بنیاد گذار اسلام حرف ها و سخن های زیادی وجود دارد ازرویات و نقل قول گرفته تا تحلیل ها وتیوری های رنگارنگ زیرا شخصیت محمد بنیاد گذار اسلام هیچ گاهی یک بعدی نبوده بلکه در زمان های متفاوت و در شرایط متفاوت ابعاد مختلف را داشته است . که درین جا به برسی های بعضی بخش های زنده گی محمد و قسمت های از دینی که او بنیان گذار ان بوده است نظری گذرا انداخته میشود . &lt;br /&gt;در بسیاری اثاریکه توسط دانشمندان / محققین و تاریخ نگاران یامورخین تا کنون به رشته تحریر درامده و تحریر شده است اکثریت انها بر این باور بوده اند که گویا محمد مانند انبیا وپیغمبران ماقبل شخصی بوده فاقد سواد خواندن و نوشتن بدین لحاظ قران وی را که دارای چندین هزار ایه و چند صد هزار حرف است از زمره بزرگترین معحزات وی میدانند روحانیون ودین پروران به این عقیده اندکه کتاب قران بصورت ایه وار وجزوه جزوه در ایام مختلف توسط جبرییل از جانب الله به وی نازل شده است ودین اسلام بدون شک و تردید دیسن اسمانی و ایزدی است علاوه بر روحانیون دینی هستند عده از افرادیکه سالها در رشته علوم طبیعی تحصیل نموده اند و طول دیپلوم شان برابر قد خود انها شاید هم چیزی بلندتر مگر با وجود انهم به فکر خودشان تلاش مینمایند که دین را نه تنها با علوم طبیعی تطبیق دهند بلکه می خواهند طوری جلوه دهند که گویا این همه علوم موجود منشاء دینی والهی دارند و درین راستا از هیچ نوع تلاش و به اصطلاح جانبازی دریغ نمی نمایند . بطور مثال وقتی داخل مطب  یک دوکتور مسلمان میشویم چه این دکتر شیعه باشد یا اهل تسنن همینکه او معتقد به خدا ورسول وقران باشد وقتی چشم مان به دیوار های مطب می افتد بون شک در دیوار های مطب علاوه از کلمه شهادت و کلمه طیبه چندین دعایه و اوراد دیگر را همرا با نامهای مانند ابوبکر / عمر / .........علی / حسن / ........ تا اسمای زنانه برمیخوریم  و این خود ابی است که به اسیاب روحانیون و شیوخ دینی سرازیر میگردد . حکام دینی بخصوص انانیکه بعد از محمد امده اندو تا امروز سلسله انها ادامه دارد در مورد با سواد ویا بیسواد بودن محمد به دوگروه تقسیم شده اند . نخست ان عدهء که به اسلام باورمند بوده واند ویا اسلام را وسیله کاسبی مناسب با منفعت سرشار وبدون ضرر دریافته اند و ازراه اعمال امورات اسلامی نتنها به ثروت رسیده اند بلکه حاکم به تقدیر ومقرارات مردم وحامعه نیز بوده و هستند تصویر انها ازمحمد چنین است . محمد بعد از وفات پدرش یعنی عبدالله متولد شد یعنی که یتیم به دنیا امد و بعد از اندک مدتی مادرش امنه را نیز از دست داد والی عنفوان جوانی اش چوپان کاکایش بوده و شتران وی را میچراند ....... بعد هم به تجارت پرداخت ودر سن چهل سالگی پیامبر خدا شد   تصویری را که روحانیون و حکام دینی از محمد بدست میدهند وی را نتنها یک فرد مظلوم / بینوا / بیازار/ قانع وبلاخره مطرود کننده نعمات ولذات جلوه گر میسازند . برعکس وی را چه قبل از دینش وچه بعد از اعلام دینش مبارز راه عدل الاحی در همه عرصه ها می دانند . روحانیون پیوسته پا فشاری برین دارند که گویا محمد شخص امی بوده درس و مکتب نخوانده وقران توسط جبرییل به شکل جزوه وار از حانب الله برایش اورده شده است . برای یک لحظه تصور کنیم که ادعای ملاها وحکام دینی در زمینه درست است ولی درین حا سوالی ویا سوالاتی طرح میگردد که در ان زمان چه نوع مکاتبی وحود داشت که اطفال دیگران بعد از ختم ان مکاتب شهادت نامه ودیپلوم اخذ کرده بودند و محمد یتیم از نعمت ان بی بهره بود . مگر زمانیکه ایه ( تبت یدا ابی لهبم وتب ...... را تا به اخر میخوانیم می بینیم و در میابیم که زن ابلهب که زن کاکای خود محمد است طی شعری که بدون شک باید قصیده غرای باشد در ضدیت با محمد ودین او سروده است تا انجاکه باعث نزول ایه قرانی شده . مگر ان زن درس ومکتبی خوانده بود مگر ایا مگر ان زن دیپلمه ادبیات عربی بود . علی که دست پرورده خود محمد بوده و امروزه اورا بحر علوم ریاضی ان زمان میدانسته اند و کاشف بعضی بخش های ریاضی میدانند بکدام مدرسه رفته بود .  وبهمین ترتیب عده زیادی دیگر .&lt;br /&gt;و امادر مورد شخصیت محمد میتوان گفت که . علاوه برانکه در انزمان وی از نبوغیت خاصی برخوردار بود شخصی کاملا مصمم و با اراده / تیزهوش / فصیح الکلام / انتقام جو / ناسیونالیست /  و شهوتران بوده است  .&lt;br /&gt;بیشترین قسمت شخصیت محمد را میتوان باحستجوی دقیق و خرد گرایانه در قرآن که کتاب محمد است دریافت کرد طور مثال در اولین قسمت قرآن ایه الحمد را وقتی میخوانیم در انجا هیچ کلمیکه پیام دهنده دین جدید باشد وجود ندارد علاوه بران که در نخستین ایه های قران در مورد رد ویا تایید ادیان دیگر چیزی گفته نمی شود بلکه حتی در مورد به اصطلاح ادیان باطل که عبارت از همان بت پرستی است حرفی وحود ندارد . ولی همین که محمد احساس میکند که عدهء به عقاید وی گرویده پای دین جدید را در میان مینهد ور نه در غیر ان در ابتدا آغاز کار محمد که بشترینه ایات قرانش گویا در مکه بروی نازل شده اورا به شکل واعظی نشان میدهد که توان گران ومتمولین را در راه کمک به فقرا ودرمانده گان میطلبد و چون میداند ثروت مندان مکه و شهر های اطراف ان  انقدر مهربان نبوده اند ونیستند که به رایگان امکانات مادی خویش را در راه فقرا و مساکین مصرف نمایند بنا ء برای هر انکسی که در راه فقرا و مستمندان بزل وبخششی انجام دهد بدیل جنت را پیش میکشد . درین جا دو نکته به چشم میخورد یکی انکه محمد می خواهد گروه وسیع جامعه را که همانا فقرا ومساکین  هستند بدور خویش جمع نماید واز طرف دیگر برای ثروت مندان نشان دهد که در برابر کمترین کمک های خود به فقرا و نادار ها همانطوریکه درین دنیا به ناز ونعمت زندهگی کر ده اند بعد از مرگ نیز حای شان در جنت برایشان بیمه شده خواهد بود . درین که محمد از لحاظ خصوصیات شخصی اش ادم مصمم وبااراده بوده هیچ جای شکی وجود ندارد . ازار و اذیت که وی در راه پخش دینش از طرف مخالفان خویش دیده است بدون شبهه ممثل اراده وی است . استهزا و تمسخر / خواستن معجزات / نسبت دادن دروغگو به وی / خطاب دیوانه وهذیان گو / و بلاخره متهم ساختن وی به جادوگری همهء این عوامل که بدون شک زمانیکه چنین اتهامات از طرف اکثریت احتماع و بخصوص از جانب خویشاوندان نزدیک و ثروت مندان جامعه اگر برشخصی بصورت مستمر وارد گردد واقعا که حضم همه این مشکلات اراده نیرومند میطلبد و بخصوص که پای زنده ماندن انسان نیز درین راستا بمیان کشیده شود و بلاخره مشکلات وفشار بر محمد تا انجای رسید که به خاطر زنده ماندنش مجبور شد از مکه به یثرب فرار کند &lt;br /&gt;در مورد تیز هوشی محمد باید گفت که او با داشتن سواد ویا بدون داشتن ان معلومات معینی را از دو دین ابراهیمی قبلی یعنی مسحیت و یهودیت و پاره معلومات از ادیان دیگر و فشرده دانش انزمانی را همراه با احکام وشرایع دین خودش در قران به شکلی معینی جا بجا کرده است این که قسمت های از به اصطلاح ایات قرانی بعضا بی سروته هستند ویا حکایتی و یا امر و نهی و یا ضد و نقیض های که در قران وجود دارد بیان گر کند ذهنی محمد نبوده بلکه انرا در شرایط اجتماعی / اقتصادی / فرهنگی و بلاخره وضیعت سیاسی ان زمان باید جستجو کرد . از جانب دیگر همین قران موجوده که شامل بیشتر از شش هزار ایه است و یا ان قران اولیکه بیشتر از دهزار ایه داشته است در مدت زمان بیشر از بیست سال تدوین گردیده است بنا در ان شرایط اجتماعی که محمد زندهگی میکرده است ولو هرکسی دیگری هم میبود با چنین اشتباهات وخطا ها مواجه میگردید واین برای شخصی چون محمد که از یک جانب واعظ بوده ازحانبی با مخالفانش میجنگیده وهم باید به حرمسرایش میرسیده و دها حرف و سخن دیکر کار غیر ممکنی است .&lt;br /&gt;در مورد فصیحالاکلامی محمد باید گفت که درین مور من شخصا حرفی ندارم به یقین که تدوین کتابی به بزرگی قران که حاوی بیش از ده هزار ایه باشد وانهم قسمت های معین ان دارای نظم وترتیب باشد در هزارو چهار صد سال قبل کاری اسانی نبوده است ولی این به مفهوم ان نیست که معتقد برین شویم که این گویا معجزه است . در مورد انتقام جویی محمد بایدگفت که عوامل مانند فقر / یتیمی / ازار و اذیت بی پایان مخلفان همراه با توهین و تحقیر که از زمان طفولیت وعنفوان جوانی دامن گیر محمد بوده است در احساسات وی که در زمان اقتدار اش باید بورز میکرد وکرد تبلور یافته است . وقتی قران را میخوانیم وبخصوص که به زبان خود مان بخوانیم که مفهومتر و واضح تر باشد همه جا بکش بکش است گاه بنام الله / گاهی بنام دین و گاهی هم بنام الله و محمد باز هم بکش بکش جریان دارد و چه عجیب کشتنی که پاداش ان برای فاتل بهشت است برای درک بهتر خصوصیات انتقام جویی محمد باید به کتب ذیل مراجعه شود / روز قیامت در اسلام / باز شناسی قران / اسلام ومسلمانی نوشته محترم دکتر مسعود انصاری .&lt;br /&gt;مجموعه قوانین مجازات اسلامی نوشته ناصر رسایی نیا / مقدمه در اسلام شناسی نوشته  علی میر فطروس / تولد دیگر نوشته دکتر شجاع الدین شفا . وقتی قران را هرچه دقیق تر بخوانیم وبه تحلیل ان بپردازیم می بینیم که محمد ارام رام در جایگاهی بالاتر از الله اش قرار میگیرد و این بر عکس زمان اغازین دینش است زیرا در اغاز معلوم میشود که محمد اجرا کننده ورساننده پیام الله به مردم است و محمد در خدمت الله قرار دارد و الله امر و هدایت کننده است . ولی همینکه دین اسلام یا بتر بگویم دین محمد رو به گشایش میگیرد و از نیروی لازم برخوردار میگردد جای / منصب ومقام الله ومحمد هم تغیر می نماید تاحدیکه الله وطیفه جاسوسی زنان محمد را هم به دوش میکشد . چرا ما معتقدیم که قران کلام زیبا و دلنشین است با وجودیکه دها ضد و نقیض و دها ایهء بی سرو بی پای مانند ایه ( وتین و زیتون و طور ثنین......) و غیره دارد ؟ دین اسلام اولین واخرین دینی بوده که اعراب بادیه نشین وتهی دست را ولو به هر شکلی که بوده در ابتدا به یک ملت وا حد در زیر لواء خویش جمع کرد و بعد همین دین اسلام که تمامی احکامش را در لابلای ایه های قرانی جابجا نموده است ودر تحت امر همین ایه ها که در هردو صورت ( مردن و زنده ماندن ) جنگنده های اسلامی صاحب صروت اند به صوب فتوحات گسیل داشت . واینکه عرب بادیه نشین / فقیر / مکار / وقسی الالقلب شده یکباره و در مدت زمانی کوتاهی علاوه بر ثروت بلکه به جاه وجلال و امپراتوری میرسد بناء کدام کلامی برایش زیباتر / دلنشین تر ونوید بخشتر از از کلام قرانی خواهد بود در حالیکه وی معتقد هم شده باشد که عامل اصلی پیروزی های وی همین قران که مبنای دین را تشکیل میدهد بوده است در غیر ان یک مسلمان عجم که قران را به زبان عربی میخواند چه زیبایی رادر ان میتواند بیابد . دها ملیون مسلمان عجمی که امروز معتقد اند که قران زیبا ودلنشین است یگانه علت ان توصیف لاینقطع است که در گوش های مسلمان شده گان از ابتدا تا امروز زمزمه میشود و دها عوامل دگر . &lt;br /&gt;در مورد انقام جویی محمد بطور خلاصه باید گفت که وی سفاکتر از اخند های موجوده حاکم برتقدیر ملت ایران و ریش درازان که پیک های مرگ / وحشت وتباهی ملت افغان اند بوده است . وی بنیان گذار قتل های سیاسی چه در عالم بشریت و چه در عالم اسلامی که خود بیانی اش بوده است میباشد تنها قتل های های سیاسی انجام داده شده به امر وی که توام با ترور افراد بوده است بدون شک سر سلسله قتلهای زنجیره یی امروز در ایران و افغانستان است  برای در یافت معلومات بیشتر در زمینه باز  مراجعه شود به اثاریکه فوقا تذکر دادم .&lt;br /&gt;مگویند که دین اسلام دین جهان شمول است گو یا عرب و عجم را نمی شناسد ..... و غیره . مگر زمانیکه قران را میخوانیم ایا به صراحت نه نوشته است که جنت جای زیبای است که در ان درخت های بلند جا دارد ودر زیر این درخت ها نهر های اب جاری است . خوب کجای این تو صیف جهان شمول است مگر ایا واقعا مردمان کشور های سکندناوی / مردمان سایبریا و سایر مناطق قطب شمال به خاطر نهر های اب حان میدهند ؟ ایا مگر محمد جغرافیایی بالاتر از شبه قاره عرب و چند کشور همجوار جای دیگری رابلد بوده است ؟ مگر در ان زمان امریکا / استرلیا / برتانیه ودها ملک وکشور دیگر تحت اسم ونام ان زمانی خود وجود نداشتند که از ان ها اسم ونامی می برد ؟ ویا انکه چنین سرزمین های در ان زمان وجود نداشت و مردمانی دران زندهگی نمی کردند ؟ بناء همانطوریکه الله محمد در قران اورده است که ببین ای محمد من قران را به زبان فصیح عربی برایت اوردم ویا همانطوریکه در اوایل ایات مکی امده است هرکس را دینش . بناء فکر میکنم دیگر افسانه جهان شمول بودن دین اسلام مضحکهء بیش نباشد مگر وسیله یی نیرومندی برای فریب دادن بیچاره مسلمان شده گان توسط کسبه کاران وهنر پیشه گان دون مایه دینی . &lt;br /&gt;در مورد اینکه محمد فرد زنباره بوده است حرف های فراوانی وجود دارد که من نمی خواهم درین رابطه حرف های داشته باشم . زیرا درین رابه اگر کمی ظالمانه برخورد نمی کرد من از جانب خود کملا می بخشیدمش و حق با او می بود زیرا این گانه پدیدهء است که یک مرد به اصطلاح چشم پت از کنار ان    نمی تواند بگزرد  خوب شد الله خودش هم اغوش زنی نبود وگرنه باز میدیدی که محمد مادر مرده در حق مرد ها چه لطف های دیگری میکرد . پایان &lt;br /&gt;با استفاده و کمک از سایت با هماد / سایت درفش کاویانی و سایر کتبی که در بالا از ان نام برده ام .&lt;br /&gt;دوستان عزیز من اکثرا خواستم فشرده بنویسم وبعضی قسمت هارا نه خواستم بیشتر توضیح بدهم غرضم ازین کار این بوده که علاقه مندان درین رابطه خود به مراجعی که تذکر دادم مراجه کرده تاهرچه بیشترو مستدلل تر در رابطه مطالعه فرمایند . به امید پیروزی خرد بر جهالت .&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6414444-108499859412608273?l=tchungar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6414444/posts/default/108499859412608273'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6414444/posts/default/108499859412608273'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tchungar.blogspot.com/2004_05_01_archive.html#108499859412608273' title=''/><author><name>anonym</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09068998510839724099</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6414444.post-108159639604366395</id><published>2004-04-10T04:22:00.000-07:00</published><updated>2004-04-10T04:30:26.700-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>                                                                           کی مشرک وگناه کار است                                                                                                            &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سر لوحه قران نوشته اند وهر موءمن ومسلمان نه تنها روزانه پنج بار بلکه چندین بار میگوید ( اعوذ باالله من الشیطان الرجیم ) یعنی که پناه می خواهم به الله از شیطان رانده شده محقیقین و فروشنده گان دینی اگر به سوالی که چرا شیطان از بار گاه الله رانده شد ورانده شده است مواجه شوند همان پاسخ متحدالمالی را می دهند که گویا شیطان از امر الله که به همهء ملایک منجمله شیطا ن امر کرد که به آدم سجده نمایند و همهء ملایک به ادم سجده کر دند الی شیطان . این مو ضوع ویا این سوال را اگر کمی دقیق شویم وآن را کاوش نماءیم از آن چنین نتیجه گیری را میتوان استنباط نماءیم .&lt;br /&gt;در تمام ادیان ابراهیمی بصورت عام ودر قران کتاب مسلمین بشکل خاص نه یک مرتبه بلکه دها مرتبه امده است که بزرگترین گناه که سخترین مجازات را در دنیا واخرت نه تنها برای یک مسلمان بلکه برای کفار در قبال دارد آن گناهی است که انسان به الله شرک بیاورد وبرایش شریک یا همنند ومثل بتراشد .مگر زمانیکه الله خودش آدم را از گل ولای چون مجسمهء درست کرد و بعد در بینی اش روح خودرا دمیدتا آنکه آ دم آدم شد و بعد خودش به همهء ملایک امر کرد که به ادم سجده کنید . مگر در قران خودش نگفته است که سجده کردن وبنده گی کردن به جزء از الله برای کسی وچیزی دیگری شرک وکفر است ومگر حدیث پیامبرش نیست که گفته است (اگر سجده بغیر از الله به دیگری جایز می بود میگفتم که زن باید به شوهرش سجده نماید ) واکنون این اثبات کننده ان است که نخست از همه وحتی قبل از شیطان این خودش بوده که به خودش شرک آورده وملایک در بارش راهم مشرک ساخته است باری اگرخدای وجود داشته باشد و این همه ادیان با این همه طول وعرض اسمانی وحقیت باشند ایا می توان شیطان را ملامت ساخت وگنهکار دانست .&lt;br /&gt;برای تحقیق در زمینه یک لحظه تصور کنیم که هم الله وهم تمام این ادین با تمام کیفیت های ان یک حقیقت محض اند مگر شیطان یا ابلیس ایا در اول عزازییل که معنی بسیار عزت داده شده را میدهد نبود مطابق حکایات قران وسایر کتب اسلامی بدون شک وتردید که جنین بود . بناء وقتی به ادم سجده نکرد وگویا از امر الله تمرد نمود این میرساند که عزازییل در همین لحظه بیشتر از الله میدانست زیرا عزازییل نمی خواست به الله شرک بیاورد که هم نیاورد .حالا ایا بین شرک اوردن به الله وتمرد کردن از امر الله تفاوت وجود دارد یا خیر . دمورد فوق به یکی از احکام ویا یک مطلب اسلامی مرا جعه می کنیم &lt;br /&gt;در اسلام پنج اساس وجود دارد که رفتن به حج است یکی ازین اساسات است. یک فرد مسلمان چهار اساس دیگر را کاملا رعایت میکند یعنی کلمه میخواند نماز میگذارد . روزه میگیرد وذکات هم میدهد استعداد حج رفتن را هم دارد اما حج نمی رود یا نمی خواهد برود ایا چنین شخصی معادل با شیطان رجیم میشود زیرا اگر منظور از تمرد کردن از امر الله باشد این هم یعنی به حج نرفتن یک جنین شخصی تمرد از امر الله است . اضافه بران مگر الله در قرانش نگفته است که الله بسیار توبه پذیر است مگر چگونه است که توبه عزازیلش را به طور مستمر نمی خواهد بپذیرد مگر این ادم نبود که او هم از امر الله سرپیچی وتمرد کرد درین جا آدم این مخلوق الله دوجرم را مرتکب گردیده است یکی آنکه از امر الله سرپیچی وتمرد کرد زیرا الله برایش امر کرده بود که میوه فلان درخت را نباید بخوری وادم از ان میوه خورد علاوه برانکه آدم از امر الله تمرد کرد بلکه به امر شیطان گردن نهاد یعنی حرف شیطان را بالاتر از امر الله دانست باتمام این ها الله در مورد ادم واولاد ادم که این پیروان ادیان ابراهیمی هم جزء از اولادهء ادم اند بسیار توبه پذیر است .جالبتر اینجاست که الله نه تنحا خود ادم را بلکه اولادهء ادمرا با تمام جنایات -گندیده گیهایش و با تمام تمرد هایش خلیفهء خود یعنی نماینده خود بر روی زمین گماشت وتعین کرد وان شیطان رجیم را همراهش فرستاد .&lt;br /&gt;آدمیکه مرتکب دو جرم شده بود الله آن را همراه با زنش سو ار بر پر جبرءییل به زمین فرود اورد وان عزازیل را که نه تنها مشرک نبود بلکه میخواست حیثیت وابروی الله را حفظ واعاده نماید چون لاشهء گندیده پرتاب به زمین نمود .&lt;br /&gt;بناء اگر از من بپرسند ان کلام اعوذ باالله من الشیطان الرجیم را چنین بر میگردانم (اعوذ باء عزازییل من الله الرجیم ) که معنی اش عبارت است از پناه بر بسیار عزت دار از الله که رانده شده ومترود است ) زیرا ان الله که خود خیر وشرش را نفهمد حود عزت وابرویش را درک نکند چنین الله را نهتنها نباید ستود وپرستید بلکه از ان باید فرار کرد ودوری جست .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;syowoosh@hotmail.com  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;     &lt;br /&gt;                                                                                       پیامبران                                                                                                &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر به سه کتب به اصزلاح مقدس ادیان ابراهیمی نظری انداخته شود درین هرسه کتاب که عبارت اند از تورات نجیل وقران در باره به اصطلاح وپیامبران ا انقدر سخن های فراوان رفته است که اکثر یت بخش های این سه کتاب را وصف وتوصیف انبیا و پیامبران مرسل وغیر مرسل / صاحب کتاب وبدون کتاب گرفته است اضافه بران توصیف ان معجزاتی است که سرا پای این سه کتاب را در خود بلعیده است درین نوشتار می خواهم در مورد بعضی پیامبران وانبیا ومعجزات انها نظری بیافگنم . در کتاب تورات در مورد مو سی حرفهای زیادی گفته شده است مثلا از مادرش نام برده شده واز اسم پدرش سخن گفته شده اینکه درکجا وچگونه زاده شده بعد به چه شکلی در دربار فرعون پرورش یافته وباز هم برای عقد زنانش که جندین سال نوکر وخادم خسرش ( پدر زنش ) بوده است بعدا درمورد طول عمرش ومحل وفاتش .از جگونگی گتوگو هایش با الله ویا خدای قوم بنی اسراییل و چهل سالیکه با قوم بنی اسراییل از ترس فرعون اواره دشت های سوزان مصری بوده سخنهای فراوانی اورده وگفته شده است .&lt;br /&gt;گذشته ازان در مورد معجزات این جناب آنقدر سخن پرا گنی وتوصیف بعمل امده است که خرد انسانی را دچار حیرت می سازد طور مثال به خون تبدیل شدن تمام ابهای جو ها / حوض ها و نهر ها وبعد از توبه کردن فرعون دو باره تبدیل شدن ابها بحالت عادی ویا به مرض گرفتار شدن تمامی مصریان به دمی ها وسایر انواع امراض ویا کشتار بی رحمانه تمامی نخست زاده گان مصری اعم از انسان ها وحیوانات انهم بدست خدای غیور بنی اسراییل . به قول دانشمند محترم (دکتر شجاع الدین شفا ) دا نشمندان باستان شناسی همان مناطقی را که گویا موسی در انجا به پیامبری مبعوث شده بود حفاری نموده اثار تاریخی همان عصری را که گویا شخصی بنام موسی در ان زمان ادعای پیامقبری نموده بود نه یک اثر تاریخی بلکه دها اثر تاریخی را بدست اوردند امدر هیچ یک اثر تاریخی انزمان ویا اثار تاریخی زمانه های بعد تر از آن هیچ چیزیکه دلالت بر وجود موسی وانهمه معجزات باشاخ و دمش بکند نیافتند برای توضیح بیشتر قضیه ادعای پیامبری موسی ومعجزاتش به کتاب (تولد دیگر ) اثر محترم شجاع الدین شفا مراجعه شود .&lt;br /&gt;آن یک پیامبر دیگر را که دانیال نبی می گویند در کتاب تورات در موردش اورده اند که شاه وقت دانیال نبی را با دو دوست دیگرش به علت انکه به تصویر اویخته شده شاه بر درب شهر سجده نکردند به اساس امر شاه این هر سه نفر را در بین جوال انداخته وسپاهیان سر جوال خوب محکم کردند وبعد انهارا در بین اتش عظیمی که شاه وگدا وزن ومرد که نظاره گر بودند بان اتش پر تاب کردند تا بسوزند . ولی دانیال که نبی الله بود به کمک فرشته الله از آن آتش جهنمی بدون هیچ ضرری رستگار گردید .&lt;br /&gt;اینجا یک سوال کوچک بوجود می آید در ادیان ابراهیمی پیامبران بزگ ویا اولاالعزم که صاحب کتاب اند عبارت اند از موسی/ داود / عیسی و محمد ومتباقی پیامبران و انبیا درجاتشان پایین و پایینتر شده می رود اگر از یک مسلمان عادی گر فته تابه ملا اخند و فقیه وغیره پرسیده شود که از لحاظ مراتب یا مرتبت ایا دانیال نبی بلند مرتبه است یا پیامبر اسلام این مسلمان پیش از جواب دادن چندین بار به محمد واحل و بیتش صلوات صلوات می فرستد وبعد یخن میگیرد وجواب تواءم باپرسش میدهد که ایا ممکن است پیامبر اسلام رابا دانیال نبی مقایسه کرد . حال اگر پرسیده شود که چه میشد اگر پیامبر اسلام برای اثبات حقیقت پپامبری اش وبرای بستن دهان کفار ومنکرینش البته بدون انکه حتی داخل جوال میشد و کسانی سر جوال را می بستند همین طور بشکل ازاد همرا ه با این کتاب عزیزش حداقل برای یک ساعت داخل اتشی میشد که دانیال نبی را در ان انداختند وبعد پروز مندانه از ان آتش میبرامد و می گفت اینک نه من سوختم ونه این مصحفی که برکاغذ پاره ها و پوست پاره ها نوشته شده است هیچ کدام نه سوختیم . انجا بود که دیگر نه باهمادی میبود نه شمر ی ونه دیگران .&lt;br /&gt;امادر مورد عیسی پسر مریم . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اورده اند که مریم مادر عیسی از طرف الله حامله وبار دار گردید واین زمانی بود که مریم زن یوسف نجار بود گیریم زن یوسف نجار نبود بلکه نامزدش بوده که باز هم زنش بود مگر الله چه تکلیفی داشت که تمام زنان کره زمین را گذاشت وبار دیگر داخل قوم بنی اسراییل گردید ودر انجا زن شوهرداری را حامله ساخت که هنوز به حجله عقد نرفته بود کدام عقل سلیم و خرد سالم یک چنین معجزهء را پزرفته میتواند مگر این الله که گویا قدرتش بی انتهاست نمی توانست چون زن آدم زن دیگری بسازد که نه پدر میداشت ونه مادر باز هرچه میکرد اختیار به خودش بود . مگویند که الله مریم را توسط جبرءییل حامله وباردار ساخت مگر الله دلال جبرءییل ومریم بود مگر باز یوسف نجار با همان مریمی که الله اورا باردار ساخت هماغوش نگردید ؟ &lt;br /&gt;راست حرف اینکه باور کردن به چنین معجزهء فقط کار همان الله و اخند های رنگارنگی بوده واست وخواهد بود که پیر وان ادیان ابراهیمی بوده وهستند .&lt;br /&gt;اما در مورد معجزات خود عیسی قرار نوشته انجیل های رنگارنگ عیسی پسر الله به ذات خودش مملو از معجزات بوده است وی در دوران نهایت کوتاه ادعای پیامبری وپسر الله بودنش صد ها وهزاران نفر معیوبین از جمله کرها / شل ها / جذامی ها / کور ها / افراد تازه مرده ویا نزدیک به مرگ را شفا بخشیده است واین شفا بخشیدن ها ان چنانی بوده که فرد مریض به سالم ترین فرد تبدیل میگردید . علاوه بران گویا عیسی پسر الله چندین مردهء را که دها سال از مر گ انها گذشنه بوده زنده گر دانیده است و اینکه با یک سبد نان چندین صد نفر گرسنه را سیر نموده و با یکی دو جام واین دها نفر تشنه را سیراب کرده اینکه با شیطان چه کشتی گیری های کرده ودها به اصطلاح معجزهء دیگر که اگر همه تشریح ازین جزوه خود انجیلی دیگری درست میگردد. بگفتهء اناجیل وقتی پسر الله از کوچه ها وجاده های عام عبور میکرد دها و صدها نفر عقبش روان میبودند وهرکس بنوبه گویا صدقه وقر بانش میشدند . پرسش ایجاد میگردد وقتی این جناب را به صلیب بستند ومیخش میکردند این مرده های زنده گردانده شده این لشکر کرها / کورها/ جزامی ها /لنگ ها در کجا بودند که یکی هم حاضر نشد به خا طر زنده کننده / نجات دهنده وشفا دهنده خود قربانی بدهند . میگویند اوبه خاطری به صلیب کشیده شد زیرا خواست پدرش (الله) چنین بود وپدرش اورا به حاطر گناهان بشریت وپاک شدن انسان از گناهان بعدی به صلیب کشید . &lt;br /&gt;باز یک سوالک دیگر وقتی ابراهیم پسرش اسحق را در راه رضای اللهش وبه امر الله می خواست قربانی کند چگونه الله ازین قربانی صرف نظر کرد وبه عوض اسحق خودش گوسفندی بهشتی را در بتهء بسته نمود تا ابراهیم عوض اسحق آن گوسپند را ذبح نماید اما در مورد عیسی گویا به خواب رفته بود . امان وصد بار امان از همچو پدری که از ریختن خون فرزندش شاد باشد ولذت ببرد واه چه پدری وچه فرزندیی .&lt;br /&gt;باری اگر گناهان بشریت به خاطر به صلیب کشیده شدن عیسی بخشیده میشد آمدن محمد برای چه بود ؟&lt;br /&gt;آری هرقدریکه این به اصطلاح کتب مقدس به دقت مطالعه گردد به همان اندازه بوی گندیده گی وکثافت ان بلند میگردد انسان حرد گرا بادر یافت هایش ازین کتب تحریک میگرد که در برابر غول دروغ / جهالت / مکاره گری/ و عقب گرایی الله و ادیانش بپا برخیزد وبه نحوی که ممکن است رسالتش را در برابر خرد جمعی که عبارت از خرد علم ومنطق است انجام دهد درین راستا به هر اندازهء که تعلل صورت گیرد بهمان اندازه الله وادیانش کامگار خواهند بود باید پوز تمام ادیان ابراهیمی وبه خصوص دین اسلام را که چون شتر مست ودیوانه و مهار کنده است به زمین مالیده شود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پایان قسمت اول &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ستایش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;syowoosh@hotmail.com                                            &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                                                         پیامبران                                                                                              &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;      &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نقل از کتاب تورات ان زمانیکه قوم بنی اسراییل گویا علم طغیان بر افراشتند و خواستند مانند سایر اقوام  وقبایل ماحول خویش صاحب حکومت و پاد شاهی باشند الله انها نفرت خویش را از چنین خواست وارمان به اسطلاح  قوم خویش توسط سموئل نبی به انها ابراز داشت و گویا الله  تاءکید مینمود که قوم بنی اسراییل با داشتن پادشاه ونظام پادشاهی از صراط المستقیم خارج شده وراه تکبر را با وجود همه مرحمت های الهی در پیش گرفته اند و دیری نخواهد بود که به معصیت گرفتار شوند واز کردهء خود پشیمانی کنند ولی با وجود تحدید های الله قوم الله برای خود پادشاهی برگزیدند چون قبل از بر پا شدن اولین سلسله پادشاهی قوم بنی اسراییل توسط توسط سرکردگان واربابان محلی اداره میشد که این سرکردگان بیشتر ینه بر سبت ها واقوام خود نفوظ مذهبی داشتند تا اداره کننده سیاسی و دولتی روی همین ملحوظ بود که اقوام بنی اسراییل نه تنها اکثرا مورد هجوم وتاراج سایر اقوام قرار میگفتندبلکه دایما در بین خود نیز به صورت متداوم در جنگ و ستیز می بودند .&lt;br /&gt;با تمام این ها سموءیل نبی بلاخره مجبور گردید تا  (شاوول ) نامی را بر بنی اسراییل پادشاه سازد هنوز شاوول  پاد شاه نشده بود که الله و سموءل وی را درجه نبوت دادند . &lt;br /&gt;حرف اساسی نه در مورد سا یر انبیا است بلکه در مورد جهار به اصطلاح پیامبریکه به اعتقاد پیروان شان صاحب کتاب اند وامروز اضافه از دوملیارد پیرو دارند میباشد . &lt;br /&gt;در کتاب تورات در بخش عهد عتیق حرف های فراوانی در مورد موسی گفته شده است که گویا پیامبری بنام موسی وجود داشته که صاحب کتاب بوده با الله سخن میگفته و ده فر مان الله نوشته شده توسط خود الله در تخته سنگی به او اهدا شده است افسانه های تورات در مورد موسی انقدر بی پایه و بی اساس است که اگر انسان با کمترین توجوه ودقت منطقی بان برخورد نماید وانرا برسی کند به کذب وافسانه بودن ان پی می برد بطور نمونه یک مثالی از خود تورات را این جا نقل می کنم .&lt;br /&gt;زمانیکه موسی خواست تا بنی اسراییل از تعقیب لشکر جرار فرعون در امان بماند مجبور شد که قوم را از رود نیل عبور دهد وبرای این کار به الله متوسل شد والله هم رود نیل را گویا پاره کرد وقوم ازان به سلامتی گذشت . درحالیکه قوم بنی اسراییل از لحاظ نفوس انسانی بگفته خود تورات دها هزار نفر بودند وهالا با این دها هزار نفر رمه های بزوگوسفند / خر واسپ / گاو وشتر وبلاخره عراده جات وکوچ وبار را ضمیمه سازید و چنین لشکری باید از ان پارگی دریا بگذرد . حلا باید فکر کرد که برای عبور چنین جمیعت بی سروسامان همراه با زنان وطفال از رودنیلی با ان همه عرض چه مدت زمان لازم است تاهمه به سلامت بگذرند درحالیکه قبل از عبور گرد وخاک ستوران جنگی فرعون نمایان بود مگر بان هم این جماعت بی سرو بیسامان از رود نیل عبور کرد وان لشکر جرار نرسید . از جانب دیگر برای یک احظه تصور نماءیم برای عبور چنین جماعتی از رود نیل حد اقل یک روز یعنی دوازده ساعت ضرورت است و ایا درطی این مدت این ابهای رود نیل به هیچ جانب دیگری نه به راست ونه به طرف چپ تغیر مسیر نداد بلکه این  ابها بشکل کوه منجمد وبیحرکت گردیدند . عجب است وعجیب انکه موءمنین  انرا باور میکنند ودر وقت شنیدن چنین حکایتی سر های خودرا این طرف وانطرف برایش شور میدهند وبار بار سبحان الله میگویند . از چنین حکایت ها در تورات فراوان دیده میشود که تشریح و ارزیابی هر کدام ان از حوصله این نوشته بیرون است بناء اشکار میگردد که فردی بنام موسی بااین همه گویا معجزات خیال انگیز به جز از اسطوره دین سازی وگویا اسباط کردن حقانیت پیابران واپسین چیزی دیگری نبوده است وهر مدعی پیامبری بعدی مدعیان پیامبری ماقبل خودرا بخاطر اثبات حقانیت خودش تاءیید کرده است .&lt;br /&gt;اما در مورد داود &lt;br /&gt;تا ان جایکه از تورات بر می ایدپدر یسا پدر داود  دران زمان زندگی متوسطی داشته ویا هم چیزی بلندتر از سطح متوسط از ایام کودکی داود مانند ایام کودکی وطفولیت موسی/ عیسی /و محمدمعلومات روشنی در دست نیست چهره اصلی وی در ایام جوانی اش روشن میگردد تا انجایکه از تورات بر می اید داود مرد جنگجو ودلاوری است شخصی است مصمم ودر عین حال حیله گر به خاطر بقای خود و قدرت پادشاهی اش بعضی وقت ها حتی از الله خود هم فرار میکند در سفاکی وخون ریزی تا اندازهء بی رحم است که نه تنها به دوستان نزدیک خود رحم نمکند بلکه در اخرین لحظات زندگی اش برای پسرش سلیمان وصیت میکند تا فلان وفلان اشخاص را نگذارد که ریش شان بدون خون در گور دفن گردند کتاب ذبور ومزامیر ان هیچ گونه نسبتی با اخلاق و کردار وی ندارد چهره پیامبری داود بیشتر در زمان  اقتدار ش نمایان میگردد در کتاب تورات سخن از پادشه بودن وی نسبت به پیامبر بودنش متجلی تر است وی قبل از انکه پیامبر وپادشاه بنی اسراییل  خود را بشناسد بیشتر پیامبر وپاد شاه قبیله یهودا است اطرافیان داود  وبیشترینه انهایکه با وی در دربار زنده گی میکردند وی را با کلمه  ای اقایم ویا اقایم پادشاه خطاب میکردند تا پیامبر الله واین می رساند که در بین قوم بنی اسراییل درجه ومرتبت پادشاه گرامی تر وبلند نسبت به پیا مبر بوده است روی همین اصل بود که قوم بنی اسراییل با وجود موجودیت سموءیل  پیامبر طالب پادشاه برای خود گردیدند .&lt;br /&gt;داود پیامبر را انطوریکه پیروان ادیان  ابراهیمی پیامبر اولالعزم .به اصطلاح از جمله پیامبران دست چین شده الله میدانند نبوده  زیرا خود وی معتقد به تک خدایی ویا هم یک  خدایی نبوده است علاوه بر انکه چنین امری در تورات اشکار است بلکه در مزامیری که به وی نسبت داده  شده است این امر اشکار است زیرا بارها اوگفته است که یگانه خدای راستین یهوه است ودر جای دیگری میگوید ( خدایان کار های شگفت یهوه را درجمع خود خواهند ستود و معجزات اورا تحسین خواهند کرد زیرا کدام یک از انان است که با یهوه برابری تواند کرد .(&lt;br /&gt; واین می رساند که در زمان اقتدار و سلطه او بر قوم بنی اسراییل در بین تابعین او عملا  پیروان خدایان دیگر وجوداشت و یا زمانیکه تابوت عهد الله را بعد از سالها سرگردانی  تابوت می خواستند به خیمه نزدیک خانه داود بیاورند درین  اوردن تابوت گروهی موزیک می نواختند وگروهی اواز می خواندند  وعدهء هم به شمول داود به رقص وپایکوبی به خاطر حرمت کردن تابوت عهد پرداختند و یکی از زنان داود شاهد رقصیدن  او در برابر همهء  مردم بود زمانیکه بعد از جابجا کردن تا بوت فارغ گردید وبه خانه خود باز گشت همان زنش که وی را هنگام رقصیدن در برابر تابوت دیده بود به داود گفت چه ضرورت بود که پادشاه در برابر همه مردم خود را رسوا کند . وازین معلوم میگردد که حتی زنان داود که در ان زمان زن ها در مجموع ویا بصورت کل حیثیت برده / کنیزواشیایی  زرخرید را داشتند انها هم به خدای داود معتقد نبودند وخدایان خود را می پرستیدن .&lt;br /&gt;در اوایل قیام داود در برابر شاول که نبی الله وهم پادشاه بنی اسراییل بود الله داود به خواب رفته بود وباعث زنده ماندن داود پسر شاول (   یوناتان  )  گردیده است زیرااوست  که داود را از دسایس پدرش شاول نبی بصورت مستمر می اگاهاند وخبر میدهد .&lt;br /&gt;قیام داود در برابر شاول هیچگاهی قیام دینی ومذهبی نبوده بلکه قیام بوده به خاطر زنده ماندن خودش بوده زیرا شاول میدانست  که داود مردی است جنگجو ودلاور روی همین ملحوظ است که وی بصورت پیگیر از طرف شاول نبی وافرادش تعقیب میگردد تا جاییکه فغان داود بسوی الله اش بلند میگردد . درطی جنگ وگریز های داود  وشاول بر گروه داود پیوسته افزوده میگردد  بگفته تورات وی سردسته 600 نفر بود و داود برای سیر نگهداشتن شکم انها ومصروف نگهداشتن انها همراه با انها منحیث سرکرده دست به دزدی / رهزنی وچپاول اموال ورمه های مردم میزد . قتل ها وکشتار بی رحمانهء او تا اندازهء بود که حتی باعث نارضایتی افراد گروه خود وی نیز میگردید تا جایکه یکبار افرادش می خواستند حود ویرا بکشند و درین جاست که الله به کمکش می شتابد  وبرایش مگوید که در ملک  عمالقه  دستبرد بزن وداود به ملک عمالقه دست برد میزند  وغنایمی زیادز همراه با چارپایان را نصیب خود وگروهش میکند موجودیت غنایم بیشتر ومصروف شدن افراد گروه وی باعث میگردد که مساءله کشتن داود ازطرف افرادش بکمک الله به فراموشی سپرده شود . باری داود وگروهش بقریه  ( رابا ) حمله کردند ولی مردم رابا سر سختانه مقومت کردند ولی بعد از مقاومت های شدید ناچار به تسلیم گردیدند .و انگاه داود پایمبر در برابر اسیر شده گان واقعا بر خورد شایسته که سزاوار یک پیامبر است با اسیران خود کرد وان این که افراد اسیر شده را یکایک وبصورت جداگانه در برابر چشمان هم دیگر از وسط به دو نصف اره کرد وموءمنین پیروان ادیان ابراهیمی حق دارند که باداشتن چنین پیغمبران شفیق ومهربان بر خود ببالند وبه انها افتخار کنند . بدون شک که اکثریت عملکرد های پیامبر اسلام اقتباسی ازعمل کرد های داود است .&lt;br /&gt;در مورد زن باره گی داود به این دو مطلب اشاره میگردد به نقل از کتاب تورات زمانیکه داود برای خودش خانهء اباد کرد روزی همراه باتنی چند برای دیدن خانه اش رفت و بعد اظ تماشای خانه بر پشت بام رفت از قضاء زنی در یکی از حویلی های همجوار خود را شتشو میداد که چشم داود بر وی افتاد و زن اندام زیبای داشت و داود را خوش امد گو یا از حالی به حالی شد و کسان خود فرستاد تا زن را اوردند و داود در همان خانه خودش با وی هم خواب شد  .وبع از همخوابگی ازوی پرسید که تو کیستی وزن کیستی . وبعد فهمید که ان زن ( بتشبع ) زن  اوریای حتی  است  واوریای حتی از جمله جنگاوران با نام لشکر خود اوست وهمین اکنون هم در جبهه جنگ بنام داود پادشاه وبرای دین الله میجنگد .  باری بتشبع به داود پیغام فرستاد که از پاد شاه حامله شده است &lt;br /&gt;وپادشاه اوریای حتی را از جبهه خواست بعد از انکه اوریای حتی روز را با پادشاه گذرانید پادشاه به وی گفت که به خانه خودش برود اما اوریا به خانه حودش نرفت وقتی پادشاه از او پرسید که چرا به خانه خودش نرفته است  اوریا درحواب گفت که بندهگان اقایم پادشاه همین اکنون با دشمنان خدا میجنگند وشب هرا در خیمه ها به سر میبرند من چگونه به خانه خود برم تا بخورم وبنوشم وبازن خود بخوابم .  و پادشاه فردای همان روز اوریا را دوباره به جبهه جنگ فرستاد و نامهء به دستش داد که نامه را به ( یوآب )  سپهسالار جبهه بدهد . داود پیامبر به یواب نوشته بود که اوریا را در مقدمه جنگ شدید بگذارد وعقبش را خالی سازند تا کشته شود . وچنین هم شد وانگا ه داود پیامبر بتشبع زن اور یا  را به خانه خود اورد  و زن خود ساخت که همین زن مادر سلمان پیامبر میباشد علاوه بران داود پیامبر طی یک موفقتنامه سازش کارانه با قوم جبعونیان هفت پسر شاول را به ان قوم تسلیم نمود که همه انها کشته شدند واین هفت پسر  پسران نبیی بودند که روزی خود داود نهتناه بر نبوت او معترف بود بلکه جزو سپاهیان وی بشمار می امد ودر درازای یک چنین عمل نا جوان مردانه پایه های حاکمیت خویش را تحکیم بخشید و اما الله داود گویابار دیگر به خواب رفته بود ونمی دید که چگونه پسران نبی اش توسط پیامبرش به کشتار گاه دشمنان الله فرستاده میشود او در اخرین روز های حیاتش سلیمان پیامبر پسر وجانشینش را وصیت کرد که بعد از مرگ او ( داود ) یواب را که یک عمری را در رماب داود شمشیر زده بود وعامل تحکیم پادشاهی داود بود گردن بزند و این امر دو عامل داشت یکی انکه از نخستین شهزاده که بنا به امر خود پادشاه ولیعد اوبود طرفداری میکرد و دوم انکه از قدرت ونفوذ که یواب در بین قوم بنی اسراییل بدست اورده بود در هراس بود وبه یقین که عامل دوم موثر ونیرومند تر بود .&lt;br /&gt;بعد از وفات داود پسرش سلیمان پیامبر بر اریکه قدرت تکیه کرد در مورد وی باید بطور خلاصه چنین  گفت  سلیمان ( پیامبر وپادشاه اشرافیت / سکس / زر اندوزی وتجمل  . )&lt;br /&gt;با داشتن کشور ارام ومردم که دیگر برده وار مطیع ومنقاد اند با داشتن خروار ها طلا ونقره لشکر منظم و همسایه گان ارام چنین پادشاهی چه باید بکند  وی در حلیکه هفتصد زن ناحی دارد به جمع اوری سه صد زن صورتی نیز اقدام کرد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما در مورد عیسی پسر مریم . درین مورد نخست از همه از انجیل متی مطالبی چند را مرور میکنیم . الف !&lt;br /&gt;شجره عیسی را از پشت یوسف نجار الی ابراهیم پدر یا بنیان گذار ادیان توحیدی چهل و هشت پشت حساب کرده اند .&lt;br /&gt;ب  !  به قول انجیل مریم مادر عیسی از روح القدس یا جبرییل حامله گردیده است .&lt;br /&gt;ج  !  زمانیکه عیسی توسط یحیی در اب غوطه میگردد روح الله بروی ظاهر میگردد .&lt;br /&gt;د   !  الله عیسی را به واسطه شیطان ازمایش میکند &lt;br /&gt;ح  ! معحزات عیسی و خاتمه کار او.&lt;br /&gt;و  ! پیروان عیسی وسیر تکاملی تاریخ .&lt;br /&gt;حال به نکات فوق یا مواد مندرحه بالا به شکل مختصر تبصره های مینمایم  . یوسف نجار که خود از جمله پیروان دین یهودیت بوده در جامعه ما قبل فیودالی ان زمان شخص کاملا معمولی جامعه خود به حساب میامد نه خود وی ونه خانواده وی قبل از سرو صداهای که اناجیل بعد از ادعا های نصرانیت  که در      مورد عیسی براه انداختند صاحب کدام شهرتی نبوده است ومانند هزاران و دها هزار انسان معمولی ان زمان زنده گی  عادیی داشت . پس چگونه شد که نسب نامه اورا بدون هیچ گونه اشتباه ان هم تا پشت چهل و هفتم و چهل و هشتم پشت  درج تاریخ کردند در حالیکه در همینعصر حاضر نسب نامه های اسخاص کاملا نامدار را مانند کارل مارکس / انشتین / هگل / فویر باخ / لنین / مهاتما گاندی / نهرو / ماوتسدون / هوچیمن و دها فرد نام اور دیگرا تا پشت هفتم کس نمی داند . اضافه بران ملیون ها انسان امروزی کره زمین که در همین عصر هیولایی ساینس وتکنالوزی حیات به سر میبرند حتی تاریخ تولد خود را نمی دانند چه رسد به انکه نسب هفتم و یا چهل و هشتم خودرا بدانند . بناء به یک چنین نسب  نامهء باید خط بطلان کشید &lt;br /&gt;در مورد انکه مریم مادر عیسی از روح القدس یا جبرییل  حامله گردیه است باید گفت که ایا وظیفه جبرییل یا روح القدس پیام اوردن از جانب الله به پیامبران و انبیا روی زمین نبوده است مگر کار ادم سازی را الله خودش از اول به دوش نداشت مگر این دها ملیارد انسان خلق شده بروی زمین جزو خلقت الله نبوده است که این بار روح القدس می اید ومریم را به ذات خود حامله میسازد ؟ انهم مریم باکره را که تا انزمان گویا حتی یوسف نجار را هم به اغوش نکشیده بود  ایا میشود باور  کرد که روحی بتواند زنی را حامله سازد .؟ حال اگر عیسی پسر الله باشد بدون شک باید در وحدانیت الله باید شک کرد در حالیکه در قرآن مسلمین ایهء ( لم یلد و لم یولد ولم یک الهو کفوا احد ) در تضاد مطلق با انجیل قرار میگیرد و از جانبی هم همین دین اسلام نصرانیت را تصدق کرده وبه رسمیت شناخته است . ثانیا اگرتمام این انسان های کره زمین فرزندان الله باشند که به قول انجیل همینطور هم است پسبرای کدام هدفی الله با فرزندانش این همه شعبده بازی را براه می اندازد .&lt;br /&gt;در مورد غسل عیسی توسط یحیی در انجیل امده است ( در ان وقت عیسی از جلیل پیش یحیی امد تا بدست او غوطه شود یجیی کوشش کرد عیسی از این کار بگذرد وگفت (( من احتیاج دارم بدست تو غوطه شوم )) عیسی در حواب گفت بکذار این طور باشد زیرا به این وسیله احکام شزیعت را به جا خواهیم اورد . پس یحیی قبول کرد وعیسی پس از غوطه  از اب بیرون امد انگاه اسمان باز شد واو روح خدا را دید که مانند کبوتری نازل شده بسوی او می اید وغیره حرفهای بعدی . سوال درین مطرح میگردد که فرق بین خدا و روح خدا در چی است ایا این به ان معنا نیست که روح خدا از جسم خدا جدا شده و به سوی او میامد ان هم در قلب کبوتری ایا مگر ممکن است که روح به حسم تبدیل گردد انهم روح الله بان همه عظمت در قالب کبوترکی باری درهمین هنگام یا در همین لحظه اگر عقابی پیدا میشد وبه همین روح خدا حمله ور میگردید سر نوشت روح خدا بکجا میکشید . واینکه این روح خدا میتواند به صدا هم بیاید . ایا بسیار جالب نیست که روح الله در قالب کبوتری چنان بصدا در بیاید که انسان معنا ومفهوم انرا درک کند در حالیکه هزارن کفتر باز وخروس باز وبلاخره پرنده بازان شوقی که از پدر و پدر کلانهای خود پرنده بازی را به ارث برده اند و صد ها داکتر ومتخصص زیست شناسی و پرنده شناسی تا کنون کوچکترین مفهوم از صدا های پرنده گان را درک نکرده اند چگونه شد که در تما ادوار تاریخی فقط دو &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نفر یکی سلیمان پسر داود  و عیسی پسر مریم که اولی تمام تمام سخنان پرندهگان وحیواناترا گویا بشکل دایمی واین دیگری برای یکبار زبان کبوتر که در حقیقت زبان الله بود دانست . همان که می گویند این خیال است و محال است و جنون کاملا برجاست &lt;br /&gt;انجیل ادامه میدهد انگاه روح خدا عیسی را به بیابان برد تاشیطان اورا در برابر وسوسه ها امتهان کند .&lt;br /&gt;اینجا دیگر نصرانیت یا عیسویت کاملا ابرویش را بر زمین میریزد و کوس رسوایی اشرا مادامالعمر به صدا در می اورد زیرا کدام ضرورت های باعث ان میگردید که الله پسرش را انهم توسط شیطان رجیم امتهان کند در این جا مساله امتحان دیگر وحود ندارد اینجا مسابقه بزکشی میان الله و شیطان است این جا الله با شیطان زور ازمایی میکند . اینجا الله در برابر یک نیروی دگر خود را قرار میدهد شیطان به الترنتیف یا نیروی مبارز ومجادله کننده در برابر الله قرار میگرد واین نشان دهنده ان است که این فقط شیطان است که میتواند در برابر قدرت بیکران الله ایستاده گی کند واز همین رو هم است که الله خودش به نیرو وتوان وقدرت نمایان شیطان نه تنها معترف است بلکه با ان به مبارزه وستیز بر میخیزد واین مبارزه الله در برابر شیطان ترس و وحشت الله را از شیطان که افریده اوست برملا میسازد زیرا کوچک ترین غفلت الله باعث ان میگردد که انقلاب شیطان به پیروزی برسد و انگاه مخلوقات الله خود الله را از کرسی خدایی اش پایین بیاندازند وشیطان بر مسند الله قرار بگیرد روی همین ترس ووحشت است که هرانگاهی الله پیامبری میفرستد و قدرت واقتدارش را به نمایش میگذارد تا ان جایکه الله حتی در راه خودش از قربانی کردن پسرش هم ابا نمی کند . گرچه مبارزه الله و شیطان در مورد عیسی پسر مریم به پروزی الله می انجامد ولی شکست شیطان هم درین مبارزه یک شکست قطعی نیست گویا درین مبارزه الله وشیطان هردو خسته وذله شدند زیرا الله نتوانست شیطان را معدوم کند وشیطان هم پیروزی بدست نیاورد بقول انجیل انگاه شیطان عیسی را ترک نمود و فرشتهگان امده اورا خدمت کردند .&lt;br /&gt;و اما در مورد معجزات عیسی کتاب انجیل مملو از معجزات رنگارنگی است که گویا عیسی پسر یوسف نجار به ظهور رسانده است مانند سیر کردن صدها نفر گرسنه توسط چند عدد نان وماهی محدود / صحت یاب کردن دها جزامی از امراض شان / شفا دادن دها لنگ ولاش وتندرست ساختن انها مانند همه انسان ها / زنده کردن چندین فرد مرده تازه اعم از زن و مرد / زنده کردن چندین فرد مرده سالهای گذشته / و شفادادن دها بیمار دیگر که به گفته تورات که دیو ویا گویا شیطان در وجود این افراد جاگرفته بود بقول انجیل وقتی عیسی در شهر یا معابر نمایان میگردید صدها وهزاران نفر اطراف وی جمع میشدند که کسانی دست های اورا میبوسیدند وکسانی دامنش رامیکشدند که گویا برکت ببینند تا جایکه حتی دیدارش به عدهء به اسانی میسر نمی گردید مگر روزیکه این بینوا را به دار میکشدند چه گونه شد که حتی یکی هم پیدا نشد که دراه این پسر الله خود را قربان کند مگر چه شد ان مرده های که سالهای قبل مرده بودند وعیسی انهارا دوباره زنده گی بخشیده بود که دران لحظه خود را سپر می ساختن .چه شد ان لشکر کور ها ولنگ ها .کرها و جزامیانی که به یک اشاره  او صحت یاب گردیده بودند ایا این مر دم تا به این اندازه نمک ناشناس بودند که با این همه اشکار کردن معجزات حتی یکی حاظر نشد که در راه نحات پسر الله خود را قربانی کند وان هم قربانیی که بدون مجرا نتنها باقی نمی ماند بلکه مکافات وصف ناپذیری را در قبال داشت زیرا بخاطر پسر خدا خود را قربانی کردن بدون شک مکافات الاحی را در قبال دارد .چه بسا که اگر پسر الله از ان مرگ با قربانی شدن یک یا چند تنی از پیروانش نجات می یافت . روی همین علت است که پوچ بودن ومیان تهی بودن افسانه موحودیت عیسی وپسر الله بودن وی اشکار میگردد و گند ان مشام هر روشنفکر و انسان ازاده را که در راه اذادی انسان از دین وادیان به مبارزه برخاسته است می ازارد . &lt;br /&gt;حامعه متمدن امروزی به خوبی نشان داده ونشان میدهد که نه تنها دین عیسویت بلکه تمام ادیان نه تنها ادیان ابراهیمی بلکه تمام ادیان کره زمین ارا م ارام بار وبنه خویش را جمع وجور میکنند وخود را به تاریخ می سپارند . گرچه درین راه بشریت گام های نخستین خویش را میگذارد ولی این گام ها ازیک طرف علنیتر است و از جانبی دیگر چنان برپایه های علمی وتجربی استوار است که فنا ونابودی دین را مسجل میسازد . همین اکنون در بسا نقاط کره زمین بر تعدا بیدینان وخدا ناباوران به برکت علم ودانش های تحقیقاتی روز به روز افزوده میگردد تعدای زیادی اروپایان / امریکایان . اسیایی ها وغیره حتی بدون خواندن کتب لاییک اعتقادات خویش را در مورد ادیان آبایی واجدادی شان از دست داده اند و به ترک دین پرداخته اند که درین راستا بیشترینه را پیروان همین دین عیسویت تشکیل میدهند زیرا در ین کشور ها کاروان علوم تجربی و زیربنای اقتصادی زنده گی اجتماعی به ان درحه معین خود رسیده است که انسانها عاقلانه بیاندشند و موهومات دینی ومذهبی را به تمسخر بنشینند .  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;   &lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;syowoosh@hotmail.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6414444-108159639604366395?l=tchungar.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6414444/posts/default/108159639604366395'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6414444/posts/default/108159639604366395'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tchungar.blogspot.com/2004_04_01_archive.html#108159639604366395' title=''/><author><name>anonym</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09068998510839724099</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry></feed>
